تبلیغات
فـــــــانــــــــوس - مرگ نصیحت ها
 
فـــــــانــــــــوس
ایـــــــن راه روشــن اســـت
درباره وبلاگ


درباره مدیر: من؟ من کی ام؟ میدونی مشکل ما ادما همینه که فکر میکنیم:که من کی ام...میدونی من کی ام؟من یه آدمم!یکی مثل تو.من با شغلم تعریف نمی شم من با پولم تعریف نمی شم.منو بخاطر بابام نمی شناسن. چه فرقی میکنه کی ام یا چی کارم.مهم اینه که هستم،هر روز از خودم می پرسم اگه نباشم چی میشه؟و واسه اینکه ی چیزی بشه ینی بود و نبودم یکی نشه تلاش می کنم تلاش واسه مفید بودن. انسان زاده ی تفکراتشه اگه شادم یا غمگین بخاطر ذهن خودمه.تو چی؟تو چی هستی؟فقط به ذهنت رجوع کن،نگاهتو از اینو اون بکن.نقابتو بردار.یکم واسه خودت زندگی کن...

مدیر وبلاگ : پیمان نیکخوی
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از مطالب وب راضی بودید؟








دوشنبه 1393/11/20 :: نویسنده : پیمان نیکخوی

به هر كس هر جا ، كوله پشتی گرسنه اش را ارائه داد ، نصیحت بارش كردند!

كمال کوشش را كرد كه به جای نان به روده هایش به روده های گرسنه اش ، نصیحت بقبولانند !

هم روده ها خندیدند .....

 هم نصیحتها....

با كوله پشتی پر از نصیحت و مشتی روده ی خالی ، به راه افتاد.

تصادفا ، به گورستانی رسید كه در پهنه ی ماتمبارش ، مرده ای را با قهقه خاك می كردند !

وحشت كرد ... اولین بار بود می دید كه مرده ای را با خنده به خاك میسپارند!

پیر مردی رهگذر راحتش كرد ، گفت : بی خیالش .... اون كه تو تابوته ، دیوونن اینا هم كه خاكش می كنن ، ساكنین دارالمجانینن !

وحشت نخست جای خود را به وحشت شكننده تری داد : ترسید جنون دیوانگان بر عقلش مستولی شود...

ناگهان ، به یادش آمد كه یك كوله پشتی پر نصیحت است ! خندید !...

فكر كرده بود كه برای جلو گیری از تسلط جنون ، از نصیحتها كمك خواهد گرفت .

هنگامی كه كوله پشتی را باز كرد ، از نصیحتها اثری ندید ....

وقلبش چون قطره اشكی دیده گم كرده ، به تك سینه اش فرو غلطید...

بیچاره نصیحتها ! بینوا نصیحتها ! همه از گرسنگی مرده بودند.....

"کارو"





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1393/12/27 10:28
سلام اقا پیمان..هرچند تحویل نمیگیری ولی پیشاپیش سال نو رو بهت تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی برات باشه
پیمان نیکخوی:سلام فاطمه خانوم. شما سر چشم ما جا داری.سال نو شما هم مبارک
چهارشنبه 1393/12/20 12:47
باشه ولی من همچنان سر میزنم..منتظرم حالت خوب شه دوباره بیای و با انرژی بنویسی..
پیمان نیکخوی:ممنون از حمایتت. باعث دلگرمیه
سه شنبه 1393/12/19 11:07
مثل اینکه دیگه نباید اینجا سر بزنم..تعطیلش کردی؟؟؟
پیمان نیکخوی:سلام.حس و حال نوشتن ندارم
دوشنبه 1393/11/27 18:55
پاینده باشید
سه شنبه 1393/11/21 12:33
کارو رو نمیشناسم ولی معلومه متنهاش خیلی پر مفهومه و ثقیل..چند بار خوندمش..هنوز هم جا داره دوباره بخونمش..ممنون
پیمان نیکخوی:ایشان بسیار متن ها و شعر های پر معنی ای دارند برخی از اثار ایشون رو می تونید پیدا کنید برخی دیگر هم ب سختی از بعضی از اثارشون هم اصن خبری نیست. قلم بسیار رسا و گیرا می نویسند و فوق العاده اندوه بار و تلخ یکی از اشعار معروف ایشان کفرنامه می باشد که توی همین وبلاگ در صفحه ی پنج قابل دسترسیست. و همینطور پست قبلی از ایشان است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :